دومین امتحان
دومین امتحانم گذشت
خوب بود
فک میکنم بیست میشم
دین وزندگی بود
ولی
بخاطر یه چیزی ناراحت شدم
اونم اینکه
دوستم تویه سوال گیر کرده بود
خیلی ناراحت بود
سرجلسه یه جوری نگام میکرد که
من عذاب وجدان گرفتم
هرکار کردم نتونستم بهش بگم
مراقبمون بهم شک کرده بود الکی
ازاول امتحان بهم زل زده بود
نمیدونم چرا
البته حق میدم
چون من یه سوالو میخونم
بعدش به درودیوار نگاهی میندازم
یادم میاد جوابشو مینویسم
فک کرده بود تقلب میکنم
آخراشم که خواستم تقلب برسونم به دوستم
نشد
اخرش اومد بیرون گریه کرد
بدجوری گریه میکرد
اخرش به زور به حرف آوردیمش
گفت یه جمله آخرم موند
انقد فحش دادم بهش
0/25غلط داش
هه
♥♥♥
اینم ازاین
نظرات شما عزیزان: